قرآن کریمبه زبان فارسی

دم زدن از لوازم تقدیر و منع کردن از حیله و تدبیر

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
ما لا یَکُونُ فَلا یَکُونُ بِحِیلَةٍأَبَداً وَ ما هو کائِنٌ سَیَکُونُ
سَیَکُونُ ما هُوَ کائِنٌ فِی وَقْتِهِوَأَخُو الْجَهالَة مُتْعَبٌ مَحْزُونُ
یَسْعَی الْقَوِیُّ فَلا یَنالُ بِسَعْیِهِحَظّاً وَیَحْظیٰ عاجِزٌ وَ مَهِینُ

مَهِین «به فتح»: زبون.

می‌فرماید: آنچه نمی‌شود، پس نمی‌شود بچاره هرگز. و آنچه او شنونه است، زود می‌شود. زود می‌شود آنچه او شنونده است در وقت خود، و برادر نادانی در رنج افکندهٔ اندوهناک است. می‌شتابد توانا، پس نمی‌یابد بشتاب خود بهره‌ای را، و فیروز می‌شود سست و زبون. «شارح»

آن کس که نیافت از خدا دولت و بختهرچند که کوشید نشد صاحب تخت
هر چیز که می‌شود بتقدیر خداستبی‌حکم قضا برگ نه‌افتد زدرخت