قرآن کریمبه زبان فارسی

نهی از اضطراب در وقت فتنه و انقلاب

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
الدَّهْرُ یَخْنِقُ أَحْیاناً قِلادَتَهُعَلَیْکَ لا تَظْطَرِبْ فِیهِ وَلا تَثِبِ
حَتّیٰ تُفَرِّجَها فِی حالِ مَدَّتِهافَقَدْ یَزِیدُ اخْتِناقاً کُلُّ مُضْطَرِب

خَنِق: خَوَه کردن «از اول»، و یَخْنِقُ «بالکسر» لغةٌ. و أَحْیان: گاه گاه. و قِلادَة: گردن بند. و وَثْب و وُثُوب و وَثِیب: برجستن «از ثانی». و تَفْرِیج: گشادن. و مَدّ: کشیدن، والمَدَّة «بالفتح»: المرّة منه. و زِیادَة: افزون ساختن. و اِخْتناق: خَوَه شدن.

می‌فرماید: دهر خَوَه می‌کند گاه‌گاه قلادهٔ خود را بر تو، اضطراب مکن در آن وقت و برمجه، تا بگشاید دهر آن قلاده را در کشیدن آن؛ که به حقیقت افزون می‌کند خَوَه شدن را هر مضطربی.«شارح»

گاهی که دلت ز دهر می‌گردد ریشزنهار مباش مضطرب ای درویش
شخصی که کنند ریسمانش بگلوهر چند طپد خناق او گردد بیش