وَ ما آثَرَ التَّقْصِیرَ إِلّا مُقَصِّرٌرَأیَ نَفْسَهُ حَلَّتْ مَحَلَّ الْمُقَصِّرِ
وَ کُلُّ امْرِیٍ یَأْتِی بِما هُوَ أَهْلِهِفَأَهْلٌ لِمَعْرُوفِ وَ أَهْلٌ لِمُنُکَرِ
أهْل: سزاوار، قال اللّه تعالیٰ «أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ»۱ و مُنْکَر: بدی.
میفرماید: برنگزیند سستی کردن را، مگر سستی کنندهای که بیند نفس خود را که فرو آمده است در محل سستی کننده. و هر مردی میآورد آنچه او سزاوار آنست، پس بعضی سزاوارند مر نیکوئی را و بعضی سزاوارند مر بدی را. «شارح»
هر کس که سرشته شد بچیزی گِل اوسر برزند آن چیز مدام از دل او
نیکی و بدی ما بتقدیر خداهستند دلیل قدرت شامل او
- - المدثر: ۵۶. ↑