قرآن کریمبه زبان فارسی

اظهار ملال از کشتن احمر، غلام عثمان به قصاص غلام خود که مسمّیٰ بود به کَیْسان

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
لَهْفَ نَفْسِی وَ قَلِیلٌ ما أُسَرّْما أَصابَ النّاسَ مِنْ خَیْرٍ وَ شَرّْ
لَمْ أَرِدْ فِی الدَّهْرِ یَوْماً حَرْبَهُموَ هُمُ السّاعُؤنَ فِی الشَّرَّ الشَّمِرّْ

لَهْف: دریغ خوردن. و إصابة: رسیدن. و شَرّ شِمِرّ «به کسر الشین و تشدید الرّاء»: أی شدید. و لَهْف منادیٰ.

می‌فرماید: ای دریغ خوردن نفس من! و اندک است آنکه شاد گردانیده شوم، به آنچه رسید به مردم از خیر و شرّ. نمی‌خواهم در روزگار روزی حرب ایشان را، و ایشان سعی کنندگانند در شرّ سخت . «شارح»

هستند گروهی ز خرد بیگانهوز غایب حرصند سگ دیوانه
گر آتش حرب شد فروزان جائیسوزند ز تاب قهر چون پروانه

حکایت

ابن اعثم گوید: در حرب صِفیِّن احمر، غلام عثمان، به میدان آمد و بارتجاز می‌گفت:

إن الکتیبةَ عندَ کلِّ تصارمٍتبکی فوارسُها علیٰ عثمانِ
قومٌ حُماةٌ لیس فیهم قاسطٌیتلون کلَّ مفصّلٍ و مثانی

و کَیْسان، غلام مرتضیٰ، در مقابلهٔ او خواند:

قِفْ لی قلیلاً یا أُحَیْمِرُ إنّنیمولَی التّقیَّ الصّادقِ الإیمانِ
عثمانٌ ویحک قد مضیٰ لسبیلِهفَاثبتْ لحدِّ مهنْدٍ و سنانِ

و چون محاربه کردند، احمر کَیْسان را بکشت و مرتضیٰ فرمود: «قتلنی اللّهُ، إن لم أقُتْلک، یا عدوَّ اللّه!» و حمله کرد و احمر را از بالای اسب بربود و چنان بر زمین زد که دوش و استخوانهای پهلوی او را خرد کرد و این دو بیت بخواند.