قرآن کریمبه زبان فارسی

استدلال از تکلّم بر شرافت و خساست مردم

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
مَنْ لَمْ یَکُنْ عُنْصُرُهُ طَیِّباًلَمْ یَخْرُجِ الطَّیِّبُ مِنْ فِیهِ
أَصْلُ الْفَتیٰ یَخْفیٰ وَلٰکِنَّهُمِنْ فِعْلِهِ یُعْرَفُ ما فِیهِ

عُنْصُر: اصل مردم و غیر آن. فِیهِ اول به معنی فَمِهِ

می‌فرماید: هر که نباشد اصل او پاک، بیرون نیاید سخن پاک از دهان او. اصل جوانمرد پنهان باشد، ولیکن او از کردار او شناخته شود آنچه در اوست. «شارح»

هر کس که سرشت او باخلاق نکوستآئین محبت و وفا دارد دوست
از مردم بد غیر بدی چشم مدارکز کوزه همان برون تراود که دروست