عَلَیْکَ بِإِخْوانِ الصَّفاءِ فَإِنَّهُمْعِمادٌ إِذَا اسْتَنْجَدْتَهُم وَ ظُهُورُ
وَ ما بِکّثِیرٍ خِلٍّ وَ صاحِبٍوَ إِنَّ عَدُواً واحِداً لَکَثِیرُ
العِماد: الأبنیةُ المرتفعة. و اِسْتِنْجاد: یاری خواستن. و خِلّ «به کسر»: دوست. و در بعضی نسخ بجای مصراع اول: «تَکَثَّرْ مِنَ الْإخْوانِ مَا اسْطَعْتَ إِنَّهُمُ»؛ و تَکَثُّر: بسیار گردانیدن؛ و اصل اسْطُعْتَ: اسْتَطُعْتَ، تاء محذوف شده، و «اسْطاعَ یَسْطِیعُ» شایع است.
میفرماید: فراگیر برادران صفا را، چه به درستی که ایشان ستونهااند، چون یاری خواهی از ایشان، و پشتهااند. و نیست بسیار هزار دوست و یار، و به درستی که یک دشمن هراینه بسیار است. «شارح»
دانا که برای دوستان در کارستپیوسته ز شاخ عمر برخوردارست
هر چند ترا دولت و نصرت یارستصد دوست کم است و دشمنی بسیارست