إِصْبِرْ قَلِیلاً فَبَعْدَ الْعُسْرِ تَیْسِیرُوَکُلُّ أَمْرٍ لَهْ وَقْتٌ وَ تَدْبِیرُ
وَللْمُهَیْمِنِ فِی حالاتِنا نَظَرٌوَ فَوْقَ تَدْبِیرِنا للّهِ تَقْدِیرُ
عُسْر: دشوار شدن «از خامس». و تَیْسِیر: آسان کردن. و تَدْبِیر: اندیشه کردن در عاقبت کار. والمُهَیْمِن: الشّاهد، و هو مَنْ آمنَ غیرّه من الخوفِ و أصلُه أَأْمن فهو مُؤَأْمِنٌ به همزتین، فلُیِّنت الهمزﺓ الثانیةٌ کراهةً لاجتماعِهما، فصار مُأَیْمِن، ثمّ صیّرت الأولیٰ هاءً، کما قالوا: هَراقَ الماءَ و أراقَهُ.
میفرماید: صبر کن اندکی، که بعد از دشواری آسان کردن است، و هر کاری مرو را هنگامی است و اندیشه کردنی. و مر خدا را که گواه ماست در حالتهای ما نگرستنی است، و بالای اندیشه کردن ما مر خدا را اندازه کردنی است. «شارح»
ای یافته از جام صفا شادی میوز رنج خمار آن فراغت شده طی
زنهار مخور غصه که در علم خدادارد شب تیره روز روشن از پی
«شارح»
رندی که چو من اهل توکل باشدهر خار که پیش او رسد گُل باشد
آنگاه شوی اهل توکل که ترادر هر غم محنتی تحمل باشد