أَسَدٌ عَلیٰ أَسَدٍ یَصُولُ بِصارِمٍعَضْبٍ یَمانٍ فِی یَمِینِ یَمانِ
میفرماید: شیری بر شیری حمله میکند، به شمشیری برندهٔ تیز یمنی در دست راست مردی یمنی. «شارح»
تیغم که بقتل دشمنان باشد تیزبا مردم بدنفس کند جنگ و ستیز
آهن دل و سخترو شود روز مصافوز غایت قهر و کینه گردد خونریز
نکته
قرینهٔ «فی یمین یمان» مشعر است به آنکه این بیت شعر مرتضیٰ نیست؛ چه آن حضرت یمنی نبوده و گویا شمشیری از اهل یمن به آن حضرت منتقل شده و محل ارتسام این بیت بوده. و متحمل است که ساختن شمشیر و رسم این بیت بران در سال دهم هجری بوده که مصطفیٰ ﷺ، مرتضیٰ را به یمن فرستاد و برای تودُّد با اهل یمن خود را به یمن نسب فرموده. یا گوئیم «یمان» ثانی بضمّ یاء است، به معنی صاحب یمن، چنانچه معنی عُظام و عُقام و جُمال بضمّ فاء عظیم و عقیم و جمیل است. و قال الجوهریُّ: «یمن فلانٌ علیٰ قومِه فهو میمونٌ، إذا مبارکاً علیهم و یمنهم فهو یا مِنٌ، مثل شُئِمَ وشأم.»