مراد از سَیِّد البَطْحاء ابوطالب. و النِّسْوان: جمعُ امرأةٍ من غیر لفظِها؛ و مراد از سَیِّدة النِّسْوان خدیجه، و او را شصت و پنج سال بود و میان موت او و موت ابیطالب سی و پنج روز، و هر دو در سنهٔ عشر از نبوت وفات یافتند. و تَصْلِیَة. نماز کردن. و محمد بن اسحٰق گوید: اول کسی که به اسلام درآمد خدیجه بود پس علی پس زید بن حارثه پس ابوبکر صدیق. و تَطْیِیب: خوش بوی کردن. و خِیم «به کسر»: خوی. و لام به معنی إلیٰ وفی الأساس: أصابتْه مصیبةٌ و مصابٌ. و إِدْجاء تاریک کردن. و جَوّ «به تشدید» و هَؤاء «به مدّ»: میان آسمان و زمین، و مراد از هواء یکی از عناصر اربعه که ذکر آن در فاتحهٔ رابعه گذشت. و بَغْی: ستم کردن «از ثانی». و إِلّ «به کسر»: پیمان.
میفرماید: ای دو چشم من، سخا کنید – برکت کناد در شما! – بر دو مرده که نبینی مران دو را مانندی، بر مهتر رودخانهٔ مکه و پسر سردار آن و بر مهتر زنان، اول کسی که نماز گزارد، پاکیزهای که به حقیقت خوش گردانید خدا خوی او را، خجسته، و خدا راند به جانب او احسان خود را. مصیبت این دو تاریک کرد برای من میان آسمان و زمین را و هوا را، پس شب گذاشتم که کشیدم ازین دو اندوه را و رنجی مثل نایافتن فرزند. هراینه به حقیقت یاری کردند در راه خدا دین محمد را بان کس که ستم کرد در دین، به حقیقت نگاه داشتند پیمان را.
«شارح»