عِلْمِی غَزِیرٌ و أَخْلاقِی مُهَذَّبَةٌوَ مَنْ تَهَذَّبَ یَشْقیٰ فِی تَهَذُّبِهِ
لَوْ رُمْتُ أَلْفَ عَدُوٍّ کَنْتُ واجِدَهُمْوَ لَوْ طَلَبْتُ صَدِیقاً ما ظَفِرْتُ بِهِ
الغَزارَة: «بالغین والزّاء المعجمتین»: الکثرة. و تَهْذِیب: پاکیزه کردن؛ و تَهَذُّب: مطاوعت او. و رَوْم: جُستن «از اول».
میفرماید: دانش من بسیار است و اخلاق من پاکیزه شده است؛ و هر که پاکیزه شد، بدبخت میشود در پاکیزه شدن خود. اگر جویم هزار دشمن را، باشم یابندهٔ ایشان؛ و اگر جویم دوستی، فیروز نشوم بآن. «شارح»
هر چند که خُلْق نیک داری ای دلهرگز بمراد خود نگشتی واصل
یک خصم اگر طلب کنی صد یابییک یار بصد سال نگردد حاصل