قرآن کریمبه زبان فارسی

شکوه از منافقان زمان که دوستی ایشان منحصر است در زبان

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
ذَهَبَ الْوَفاءُ ذَهابَ أَمْسِ الذّاهِبِوَالنّاسُ إِبْنُ مُخاتِلٍ وَ مُؤارِبِ
یُفْشُونَ بَیْنَهُمُ الْمَوَدَّةَ وَالصَّفاوَ قُلُوبُهُمْ مُحَشَّوَةٌ بِعَقارِبِ

أَمْس مبنی بر کسر. و مُخاتَلَة: فریب دادن. و مُؤارَبَة «به همزه»: با کسی دستان آوردن. و إفْشاء: فاش کردن. و حَشْو: آکندن. و عَقْرَب: کژدم؛ و وجه تشبیه عداوت به عقرب ایذاست که هم صاحب عداوت و هم کسی که عداوت با اوست ازان متأذّی می‌شوند، و می‌توان گفت که اطلاق عقرب بر عداوت به اعتبار صورت مثالی است و بسط این سخن در فاتحهٔ خامسه گذشت.

می‌فرماید: رفت وفا مثل رفتن دی رونده، و مردم پسر فریبنده و دستان آورنده‌اند. فاش می‌کنند در میان خود دوستی و صفا، و دلهای ایشان آکنده است به عقربها. «شارح»

شد مهر و وفا و صدق از عالم گمکوشند بکین و مکر و حیلت مردم
دارند وفا و مهربانی بزبانلیکن دل این خلق پُرست از کژدم