لا تَجْزَعَنَّ إِذا نابَتْکَ نائِبَةٌوَالصْبِرْ فَفِی الصَّبْرِ عِنْدَ الضَّیْقِ مُتَّسَعْ
إِنَّ الکَرِیمَ إِذا نابَتْهُ نائِبَةٌلَمْ یَبْدُ مِنْهُ عَلیٰ عِلّاتِهِ العَلَعُ
نابَ: أی أصابَ. و اتِّساع: فراخ شدن. و قولُهم عَلیٰ عِلّاتِهِ «به کسر العین و تشدید اللّام»: أی علیٰ کلِّ حالٍ. والهَلَع: أفحشُ الجَزَع.
میفرماید: بیصبری مکن برسد ترا حادثهای، و صبر کن؛ که در صبر نزد تنگ شدنْ جایِ فراخ شدن است. به درستی که کریم، چون رسد او را حادثهای، پیدا نشود بر همه حالهای او بیصبری. «شارح»
هرچند که از قضا بلا میآیدوز قوس فلک تیر جفا میآید
در کنج رضا نشسته و منتظرمتا بار دگر چه از خدامیآید