بَلَوْتُ النّاسَ قَرْناً بَعْدَ قَرْنٍفَلَمْ أَرَ مِثْلَ مُخْتالٍ بِمالِ
وَلَمْ أَرَ فِی الْخُطُوبِ أَشَدَّ هَوْلاًوَأَصْعَبَ مِنْ مُعاداةِ الرِّجالِ
وَذُقْتُ مَرارَةَ الْأَشْیاءِ طُرّاًفَما طَعْمٌ أَمَرُّ مِنَ السُّؤالِ
القَرْن من النّاس: أهلُ زمانٍ واحدٍ. والاخْتِیال: التّکبُّر. و خُطُوب: جمع خَطْب. و هَوْل: ترسانیدن. و مُعاداة: با کسی دشمنی کردن.
میفرماید: آزمودم مردم را اهل زمانی بعد از اهل زمانی؛ پس ندیدم مانند کبر کننده به مال. و ندیدم در کارهای بزرگ سختتر به ترسانیدن و دشوارتر دشمنی کردن مردان. و چشیدم تلخی چیزها را همه، پس نیست هیچ طعمی تلختر از خواستن. «شارح»
با خلق خدا کبر و عداوت تا چندبا اهل صفا جهل و غباوت تا چند
در یوزهٔ مال از خلایق تا کیبدبختی و آثار شقاوت تا چند