أَعاذِلَتِی عَلیٰ أَتْعابِ نَفْسِیوَرَعْیِی فِی السُّریٰ رَوْضَ السُّهادِ
إِذا سامَ الْفَتیٰ بَرْقَ الْمَعالِیفَأَهْوَنُ فائِتٍ طِیبُ الرُّقادِ
عَذْل: ملامت کردن. و تأنیث عاذِلَة به اعتبار «جماعة». و رَعْی: چریدن. و سَرْی و مَسْریٰ: به شب رفتن. و رَوْضَة: مرغزار. و سُهاد: بیخوابی. واصلُ السَّوُم الذَّهابُ فی ابتغاءِ الشّیءِ، و یُطلَق علیٰ کلٍّ منهما. و البَرق: ما یلمعُ من السّحاب. والطِّیب: الَّذَّة. و رُقاد: خواب دراز.
میفرماید: ای گروه ملامت کنندهٔ من بر رنجانیدن نفس خود و چریدن من در وقت رفتن به شب در مرغزارهای بیخوابی؛ چون جوید جوانمرد برق درخشنده از ابر بزرگواریها، پس آسان تر فوت شوندهای لذت خواب دراز است. «شارح»
ای کرده هوس که مرد دانا باشیدر علم نظر واقف و بینا باشی
باید که ز خواب و خور مبرّا باشیتا همچو ملک از همه اعلیٰ باشی