عَدِّ عَنْ نَفْسِکَ الْحَیاءَ وَصُنْهاوَ تَوَقَّ الدُّنْیا وَلا تَأْمَنَنْها
إِنَّما جِئْتَها لِتَسْتَقْبِلَ الْمَوْتَوَأُدْخِلْتَها لِتَخْرُجَ عَنْها
سَوْفَ یَبْقَی الْحَدِیثُ بَعْدُکُ فَانْظُرْأَیَّ أُحْدُوثَةٍ تُحِبُّ فَکُنْها
عُدَّة «بضمّ»: ساختن. و اِسْتِقْبال: پیش باز رفتن. و أُحْدُوثَة: سخن. و بیت اخیر ناظر به «جَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ»۱.
میفرماید: بساز از نفس خود حیا را و نگاهدار آن را، و بپرهیز از دنیا و ایمن مشو ازان. به درستی که آمدی تو به دنیا تا پیش باز روی مرگ را، و در آورده شدی به دنیا تا بیرون روی ازان. زود ماند سخن بعد از تو، پس ببین کدام سخن را دوست میداری، پس باش آن سخن. «شارح»
ای طبع تو از اهل زمان برده فرهزنهار که دل بجاه ده روزه منه
هرچند که اسباب جهان جمع کنیدر مذهب عقل نام نیک از همه به
- - سبأ: ۱۹. ↑