إِنَّ یَوْمِی مِنَ الزُّبَیْرِ وَ مَنْ طَلْحَةَ فِیما یَسُوءُنِی لَطَوِیلُ
ظَلَمانِی وَلَمْ یَکُنْ عَلِمَ اللّهُإِلَی الظُّلْمِ لِی لِخَلْقٍ سَبِیلُ
عَلِمَ اللّهُ: قَسَمٌ، والتَّقدیرُ: لم یکنْ لی سبیلٌ إلَی الظَّلمِ لخلقٍ.
میفرماید: به درستی که روزِ من از زبیر از طَلْحه در آنچه غمناک ساخت مرا هراینه دراز است. ستم کردند ایشان مرا و نیست مرا – داند خدا – بستم کردن مر خلق را راهی. «شارح»
جمعی که بکام ما نمودند چو شهدکردند به دوستی بسی بیعت و عهد
هرچند که از جانب ما بگرشتندما را همه در صلح و صفا باشد جهد