نَحْنُ بِنُو الْحَرْبِ بِنا سَعِیرُهاحَرْبٌ عَوانٌ حَرُّها نَذِیرُها
تَحُثُّ رَکْضَ الْخَیْلِ فِی زَفِیرِها
سَعِیر: آتش افروخته. و حَثّ: برانگیختن بر کاری به شتاب «از اول». و رَکْض: دویدن ستور. و زَفِیر: بانگ آتش.
میفرماید: ما پسران حربیم، بماست آتش افروختهٔ او، حربی که در او مقابله واقع شود چندبار، گرمی او بیمکنندهٔ اوست؛ برمیانگیزد بشتاب دویدن اسبان را در بانگ خود. «شارح»
امروز که معجز موسیٰ دارمدر تیغ کشیدن ید بیضا دارم
از آهن تیغ من جهَد آتش حربدر کشتن خصم خویش فنّها دارم