أَفْلَحَ مَنْ کانَ لَهُ کِرْدِیدَهْیَأْکُلُ مِنْها ثُمَّ یُثْنِی جِیدَهْ
الکِرْدِیدَة: «بالکسر»: تمرٌ یبقیٰ فی أسفلِ الجُلَّةِ من جانَبْیها. و إثْناء: دو تا کردن. و جِید: گردن.
میفرماید: رسته است کسی که هست مرو را بقیهٔ خرمائی که میخورد ازان، پس دو تا میکند گردن خود را.
«شارح»
گر نیست ترا ز کید دشمن بیمیوز نان جوِ سوخته داری نیمی
فارغ بنشین بگوشهٔ عزلت خویشزنهار مخور غم که نداری سیمی