ضَرْب: زدن «از ثانی». و غَیّ و غَوایَة: گمراه شدن. و لَمّای اول حرف و در اصل «لم»، «ما» زیاده کردهاند، مثل «أینما»، و غالب استعمال او در امر متوقع است و گاهی در غیر متوقع هم مستعمل شود؛ و لَمّای ثانی اسم شرط. والقَصْد: استقامة الطریق. و سَبِیل: راه. و طاعَة: فرمان برداری. و رَحْمٰن: بخشاینده، و مخصوص به خداست. و تُقیٰ: پرهیزکاری. و نَصْر و نُصْرة: یاری کردن «از اول». و تَدابُر: پشت به یکدیگر کردن. و ثابَ الرّجلُ یَثُوبُ ثَوْباً و ثَوَباناً: رجع بعدَ ذهابِه، و ثاب النّاس: اجتمعوا و جاؤوا، و مراد اینجا ثانی است، چه محمد بن اسحٰق میگوید: این ابیات در شأن غزای بَدْرست، و لشکر اسلام در این غزا از اول تا آخر مظفر و منصور بودند. و حِجیٰ «به کسر حاء»: خِرَد. و عنه متعلق به ضَرَبْنا به تضمین «دفع»، و ضمیر راجع به رسول، ﷺ، و اضافهٔ قَصْد به سَبِیل یا اضافهٔ مصدر به فاعل یا اضافهٔ صفت به موصوف، و قَصْد به معنی فاعل، قال الواحدیُّ: «یقال: طریقٌ قصدٌ و قاصدٌ، إذا أدّاک إلیٰ مطلبِک.»
میفرماید: زدیم و دفع کردیم گمراهان مردم را از رسول خدا از روی بزرگی نمودن، و هنوز ندیده بودند ایشان راستی راه یا راه راست و هدایت. و چون آورد او به ما هدایت را، بود همهٔ ما بر فرمان برداری حضرت رحمٰن و بر مذهب حقّ و پرهیزکاری. یاری کردیم رسول خدا را، چون به یکدیگر کردند ایشان، و مجتمع شدند و آمدند به جانب او مسلمانان صاحب خرد. «شارح»