النَّفْسُ تَجْزَعُ أَنْ تَکُونَ فَقِیرَةًوَالْفَقْرُ خَیْرٌ مِنْ غِنیً یُطْغِیها
وَ غِنَی النُّفُوسِ هُوَ الْکَفافُ وَإِنْ أَبَتْفَجَمِیعُ ما فِی فِی الْأَرْضِ لا یَکْفِیها
إِطْغاء: بیراه کردن. والکَفاف «بالفتح»: القُوت، و هو ما کفَّ عن النّاسِ، أی أغنیٰ، و فی الحدیث: «اللّهمّ، اجعلْ رِزْقَ آلِ محمدٍ کَفافاً».
میفرماید: نفس بیصبری میکند از آنکه باشد درویش، و درویشی بهتر است از توانگریئی که بیراه کند نفس را. و توانگری نفسها قوت است، و اگر سر باز زند، پس همهٔ آنچه در زمین است بس نباشد او را. «شارح»
صد گونه صفات زشت در آدم هستوز حرص ترا هزار و یک ماتم هست
آن دم که بقوت خود نگردی قانعراضی نشوی بهر چه در عالم هست