قرآن کریمبه زبان فارسی

مدح فقر و مستمندی و ارشاد به قناعت و خرسندی

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
النَّفْسُ تَجْزَعُ أَنْ تَکُونَ فَقِیرَةًوَالْفَقْرُ خَیْرٌ مِنْ غِنیً یُطْغِیها
وَ غِنَی النُّفُوسِ هُوَ الْکَفافُ وَ‌إِنْ أَبَتْفَجَمِیعُ ما فِی فِی الْأَرْضِ لا یَکْفِیها

إِطْغاء: بیراه کردن. والکَفاف «بالفتح»: القُوت، و هو ما کفَّ عن النّاسِ، أی أغنیٰ، و فی الحدیث: «اللّهمّ، اجعلْ رِزْقَ آلِ محمدٍ کَفافاً».

می‌فرماید: نفس بی‌صبری می‌کند از آنکه باشد درویش، و درویشی بهتر است از توانگریئی که بی‌راه کند نفس را. و توانگری نفسها قوت است، و اگر سر باز زند، پس همهٔ آنچه در زمین است بس نباشد او را. «شارح»

صد گونه صفات زشت در آدم هستوز حرص ترا هزار و یک ماتم هست
آن دم که بقوت خود نگردی قانعراضی نشوی بهر چه در عالم هست