قرآن کریمبه زبان فارسی

جواب او به عبارتی خوب و طرزی مرغوب

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
إِخْسَأْ عَلَیْکَ اللَّعْنُ مِنْ جاحِدٍیَا ابْنَ ‌لَعِینٍ لاحَ بِالْأَرْذَلِ
الْیَوْمَ أَعْلُوکَ بِذِی رَوْنَقٍکَالْبَرْقِ فِی الْمُخْلَوْلِقِ الْمْسْبَلِ
یَفْرِی شُؤُونَ الرَّأْسِ لا یَنْثَنِیبَعْدَ فَراشِ الْحاجِبِ الّأَجْزَلِ
أَرْجُو بِذاکَ الْفَوْزَ فِی جَنَّةٍعالِیَةٍ فِی أَکْرَمِ الْمَدْخَلِ

خُسُوء: دور شدند «از ثالث». و أَرْذَل: خوارتر. و رَوْنَق: آب شمشیر. و اِخْلِیلاق: کهنه شدن جامه. و إِسْبال: فرو گذشتن جامه. و شَأْن: بند سر. و اِنْثِناء: واگردیدن. والفَراشَة «بالفتح»: کلُّ عظمٍ رقیقِ؛ و فَراشُ الرَّأْسِ: عظامٌ رقاقٌ تلی القِحْفَ. و حاجِب: ابرو. و الجَزْل: القطع. و صاحب کشف الغْمّه گوید: ارباب مغازی متفقند که مرتضیٰ در اُحُد طَلْحة بن ابی طَلْحه و عبداللّه بن جُمَیْل از بنی عبدالدار و ابوالحکم بن اخنس و ابوسباع بن عبدالعزّیٰ و ابو اُمَیّة بن مغیره را به قتل آورد.

می‌فرماید: دور شو، بر تو باد نفرین از منکری، ای پسر ملعونی که پیدا شد بخوارتر احوال. امروز می‌زنم ترا به شمشیر خداوند آب، چون برق اثر کننده در جامهٔ کهنهٔ فرو گذاشته. می‌بُرَد آن شمشیر درزهای سر را، وانمی‌گردد بعد از استخوانهای خُرد ابروی بریده شده. امید می‌دارم به آن فیروز شدن در بهشتی بلند در بزرگوارتر جای درآمدنی. «شارح»

ای خصم که سرگشته چو پرگار شدیوز طالع و بخت خود نگونسار شدی
انکار نبی چو هست در خاطر تودر مذهب ما محلّ انکار شدی