حَجْو: سزاوار شدن. و صارَ إلیٰ کذا: انتهی الیه، قال اللّه تعالیٰ «وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ»،۱ و هو مصدرٌ و لام به معنی إلیٰ. والشُّعْبَة: الفِرْقة، تقول: شَعَبَتهم المنّیةُ، أی فرَّقتهم، و منه سمّیت المنیّةُ شَعُوبُ، لأنّها تفرِّق، و هی معرفةٌ لا تدخلها الألف واللّام. و نَجِیب: گزیده. و ثَقْب: سوراخ کردن. والثّاقِب: المُضیءُ الذی یثقبُ بنورهِ و إضاءتِه ما یقعُ علیه. والباع: قدر مدِّ الیدینِ و رُبَّما عُبِّر به عن الشّرفِ والکرم. و مَنُون: مرگ، قال الفرّاء: المنون مؤنثةٌ و تکون واحدةً و جمعاً. و نَبْل: تیر. و إبْراء: تراشیدن. و تَمَلِّی: روزگار دراز برخورداری گرفتن. والسَّهْم: النَّصیب. و ضمیر سِهامِها راجع به مَنُون.
حکایت
در سال هشتم از نبوت قریش اتفاق کردند که با بنی هاشم و بنی مطلّب مناکحه و مبایعه و مخالطه نکنند و عهدنامه نوشتند و در کعبه آویختند و آغاز ایذا و زجر مسلمانان کردند و ابوطالب پیغمبر ﷺ، با جماعت مسلمانان به شعب خود برد و محافظت میکرد و کفار تضییق طعام بر اهل اسلام میکردند و سه سال برین منوال بگذشت. پس مُطْعِم بن عَدیّ بن نوفل بن عبدمناف و هشام بن عمرو بن ربیعه و زُهَیْر بن ابی اُمیّة بن مغیرهٔ مخزومی و ابوالبَخْتَری بن عاص بن هشام بن حارث بن اسد نقض آن عهد کردند و مسلمانان خلاص یافتند و ابوطالب در این سه سال محافظت پیغمبر ﷺ، به مرتبهای میکرد که شبها در حضور مردم پیغمبر را ﷺ میگفت که بر بستری تکیه میفرمود و بعد ازان جای او را تغییر میداد و خود بجای او تکیه میکرد. شبی مرتضیٰ را گفت که بر بستر پیغمبر تکیه کند و چون پارهای از شب بگذشت، ابوطالب نزد علی آمد و علی گفت: «یا أبتاه، إنّی مقتولٌ.» و ابوطالب این پنج بیت بگفت.
- - التغابن: ۳. ↑