قرآن کریمبه زبان فارسی

خطاب ابوطالب به مرتضیٰ و ارشاد او به تأیید مصطفیٰ

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
إِصْبِرَنْ یا بُنَیَّ فَالصَّبْرُ أَحْجیٰکُلُّ حَیٍّ مَصِیرُهُ لِشَعُوبِ
قَدْ بَذَلْناکَ وَالبَلاءُ شَدِیدٌلِفِداءِ النَّجِیبِ وَابْنِ النَّجِیبِ
لِفِداءِ الأَعَزِّ ذِی الحَسَبِ الثّاقِبِ وَالباعِ وَالفِناءِ الرَّحِیبِ
إِنْ تُصِبْکَ المَنُونُ فَالنَّبْلُ تُبْریٰفَمُصِیبٌ مِنْها وَ غَیْرُ مُصِیبِ
کُلُّ حَیٍّ وَ إِنْ تَمَلّیٰ عَیْشاًآخِذٌ مِنْ سِهامِها بِنَصِیبِ

حَجْو: سزاوار شدن. و صارَ إلیٰ کذا: انتهی الیه، قال اللّه تعالیٰ «وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ»،۱ و هو مصدرٌ و لام به معنی إلیٰ. والشُّعْبَة: الفِرْقة، تقول: شَعَبَتهم المنّیةُ، أی فرَّقتهم، و منه سمّیت المنیّةُ شَعُوبُ، لأنّها تفرِّق، و هی معرفةٌ لا تدخلها الألف واللّام. و نَجِیب: گزیده. و ثَقْب: سوراخ کردن. والثّاقِب: المُضیءُ الذی یثقبُ بنورهِ و إضاءتِه ما یقعُ علیه. والباع: قدر مدِّ الیدینِ و رُبَّما عُبِّر به عن الشّرفِ والکرم. و مَنُون: مرگ، قال الفرّاء: المنون مؤنثةٌ و تکون واحدةً و جمعاً. و نَبْل: تیر. و إبْراء: تراشیدن. و تَمَلِّی: روزگار دراز برخورداری گرفتن. والسَّهْم: النَّصیب. و ضمیر سِهامِها راجع به مَنُون.

حکایت

در سال هشتم از نبوت قریش اتفاق کردند که با بنی هاشم و بنی مطلّب مناکحه و مبایعه و مخالطه نکنند و عهدنامه نوشتند و در کعبه آویختند و آغاز ایذا و زجر مسلمانان کردند و ابوطالب پیغمبر ﷺ، با جماعت مسلمانان به شعب خود برد و محافظت می‌کرد و کفار تضییق طعام بر اهل اسلام می‌کردند و سه سال برین منوال بگذشت. پس مُطْعِم بن عَدیّ بن نوفل بن عبدمناف و هشام بن عمرو بن ربیعه و زُهَیْر بن ابی اُمیّة بن مغیرهٔ مخزومی و ابوالبَخْتَری بن عاص بن هشام بن حارث بن اسد نقض آن عهد کردند و مسلمانان خلاص یافتند و ابوطالب در این سه سال محافظت پیغمبر ﷺ، به مرتبه‌ای می‌کرد که شبها در حضور مردم پیغمبر را ﷺ می‌گفت که بر بستری تکیه می‌فرمود و بعد ازان جای او را تغییر می‌داد و خود بجای او تکیه می‌کرد. شبی مرتضیٰ را گفت که بر بستر پیغمبر تکیه کند و چون پاره‌ای از شب بگذشت، ابوطالب نزد علی آمد و علی گفت: «یا أبتاه، إنّی مقتولٌ.» و ابوطالب این پنج بیت بگفت.

  1. - التغابن: ۳. ↑