قرآن کریمبه زبان فارسی

حرف التّاء — تنبیه بر زوال و فنای جهان و تشبیه دنیا بماری زهرفشان

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
قَدْ رَأَیْتُ الْقُرُونَ کَیْفَ تَفانَتْدَرَسَتْ ثُمَّ قِیلَ کانَ وَ کانَتْ
هِیَ دُنْیا کَحَیَّةٍ تَنْفُثُ السَّمْمَوَ إِنْ کانَتِ الْمَجَسَّةُ لانَتْ
کَمْ أُمُورٍ لَقَدْ تَشَدَّدْتُ فِیهاثُمَّ هَوَّنْتُها عَلَیَّ وَهانَتْ

قَرْن «به فتح قاف»: همزاد. و تَفانِی: به هم فانی شدن. و دُرُوس: ناپدید شدن «از اول». و هِیَ: ضمیر قصَه، و تأنیث او گاهی است که در جملهٔ مفسّره مؤنثی غیر فضله و غیر شبیه بفضله باشد، مانند «فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ»۱ به خلاف «إنَّها بُنِیَتْ غُرْفَةٌ وَ إنَّها کانَ القُرْآنُ مُعْجِزَةً». و حَیَّة: مار. و نَفْث: دردمیدن «از ثانی». و سَمّ: زهر. و جَسَّهُ بِیَدِه: أی مَسَّهُ. و تَشَدُّد: سخت شدن. و تَهْوِین: آسان کردن.

می‌فرماید: هراینه به حقیقت دیدی همزادها را که چگونه به هم فنا یافتند، ناپدید شدند، پس گفته شد: بود فلان مرد و بود فلانه زن. قصه آن است که دنیا چون ماری است که در می‌دمد زهر را، و اگر چه باشد محلّ بسودن که نرم باشد. بسیار کارها که هراینه به حقیقت سخت شدم دران، پس آسان کردم آن را بر خود، پس آسان شد.

«شارح»

دنیا که ز داغ نیستی یافت نشانماریست برای کاملان زهرفشان
دارد هنری نیک که باشد آسانبر هر که نکرد سخت کوشی یکسان

فتح

شیخ علاءالدّوله، رضی اللّه عنه، روایت کند از ابوالفتح موسی بن محلی که ابوالرّضا بن نصر می‌گفت که حضرت مصطفیٰ ﷺ فرمود: «الدُّنیا حیّةٌ، یلینُ مسُّها و یقتلُ سمُّها.»

  1. - الحج: ۴۶. ↑