وَ فِی الْجَهْلِ قَبْلَ الْمَوْتِ مَوْتٌ لِأَهْلِهِوَ أَجْسادُهُمْ قَبْلَ الْقُبُورِ قُبُورُ
وَ إِنَّ امْرَأً لَمْ یَحْیَ بِالْعِلْمِ مَیِّتٌوَ لَیْسَ لَهْ حَتَّی النُّشُورِ نُشُورُ
جَسَد: تن مردم. و نُشُور: زنده شدن.
میفرماید: در جهل پیش از مرگ مرگی است مر اهل آن را، و تنهای ایشان پیش از گورها گورهاست. و به درستی که مردی که زنده نشد به علم، مرده است، و نیست مرو را تا روز زنده شدن خلایق زنده شدنی. «شارح»
روحی که اسیر جهل و محبوس تنستآن روح چو مرده است و گورش بدنست
هر پرده که از جهل و ضلالت دارددر دیدهٔ اهل کشف او را کفن است