غاضَ الماءُ یَغِیِضُ غَیْضاً: کم شد و به زمین فرو رفت. و مُسامَحَة: بخشش کردن. و جَفْن: پلک چشم. و انْکساب: ریخته شدن. و إجْلال: بزرگ داشتن. و ضمیر بِهِ راجع به دَمْع. و الجُفُون فاعل سامَحَتْ. و ضمیر سِواهُ راجع به ثَریً. و در بعضی نسخ بجای غاضَ «فاضَ»؛ و فاضَ الماءُ فَیْضاً و فَیْضُوضةً: إذا کَثُرَ حتّیٰ سالَ عن جانبِ الوادی. و مروی است که حضرت ناظم نزد قبر رسول ﷺ،آمد و فرمود: «بأبی و أمّی أنت، یا رسول اللّه، إنّ الجزعَ لقبیحٌ إلا علیک و إنّ الصّبرَ لجمیلٌ إلا عنک، أی أنت مفدیّ بأبی و أمّی.» پس این سه بیت بخواند.
میفرماید: کم نشد اشک من نزد مصیبتی، مگر که گردانیدم ترا مر گریه را سبب. و چون یاد کنم ترا، بخشش کند ترا به اشک از من پلکهای چشم، پس روان شود و بریزد از چشم. بدرستی که من بزرگ میدارم خاکی را که فرو آمدی تو به آن از آنکه دیده شوم برای غیر آن خاک اندوهگن. «شارح»
و حضرت فاطمه هم قریب به این فرموده: