قرآن کریمبه زبان فارسی

جواب از زبان زهرا رضی اللّٰه تعالیٰ عنها

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
قالَ الحَبِیبُ وَ کَیْفَ لِی بِجَوابِکُمْوَ أَنا رَهِینُ جَنادِلٍ وَ تُرابِ
أَکَلَ التُّرابُ مَحاسِنِی فَنَسِیتُکُمْوَ حُجِبْتُ عَنْ أَهْلِی وَ عَنْ أَتْرابِی
فَعَلَیْکُمُ مِنِّی السَّلامُ تَقَطَّعَتْعَنِّی وَعَنْکُمْ خُلَّةُ الْأَحْبابِ

أَنا اینجا بالف است و بصریّین گویند این الـف برای بیان فتحهٔ نون است، و کوفیّین گویند از نفس کلمه است. و رَهْن: بگرو کردن؛ و رَهِین به معنی مرهون. و جَنْدَل: سنگ. والمَحاسِن: جمع حُسْن «به ضم الحاء» علیٰ غیر قیاس. و تِرْب «به کسر تاء»: همزاد. و تَقَطُّع: بریده شدن. و بِجَوابِکُم متعلق به «الهمّ» مقدر که مبتداست و کَیْفَ خبر او. و در بعضی نسخ بجای مصراع ثانی: «عَمْداً فَقَدْ أَمْسَیْتُ رَهْنَ تُرابِ»، و بجای أَتْرابِی «أَصْحابِی»؛ و عمدتُ للشّیءِ أعمدُ عَمْداً قصدتُ له و تعمّدتُ، و هو نقیض الخَطا؛ و أَمْسیٰ: أی صار؛ و رَهْن: به معنی مرهون؛ و أَصْحاب: جمع صَحْب و او جمع صاحِب. و بعضی برآنند که این سه بیت از هاتفی غیبی مسموع شد.

می‌فرماید: گفت دوست: و چگونه باشد مرا آهنگ کردن بجواب شما؟ و حال آنکه من گروکردهٔ سنگها و خاکم. خورد خاک خوبیهای مرا، پس فراموش کردن شما را، و بازداشته شدم از اهل خود و از همزادان خود. پس بر شما باد از من سلام، بریده شد از من و از شما علاقهٔ دوستی دوستان.

«شارح»

در خاک مرا چو شد جدا بند ز بندمحروم شدم ز دوستان وز فرزند
پیوسته سلام می‌فرستم لیکنسودی ندهد چو نیست ما را پیوند