کُلُّ خَلِیلٍ لِیَ خالَلْتُهُلا تَرَکَ اللّهُ لَهْ واضِحَهْ
فَکُلُّهُمْ أَرْوَغُ مِنْ ثَعْلَبٍما أَشْبَهَ اللَّیْلَةَ بِالْبارِحَهْ
مُخالَّة و خِلال: با کسی دوستی کردن. والواضِحَة: الأسنانٌ الّتی تبدو عندَ الضّحک. و إِشْباه: مانسته شدن. و بارِحَة: دوش.
میفرماید: هر دوستی مرا که دوستی کردم با او، مگذاراد خدا مرو را دندانهای پیش! پس هر یک از ایشان بازی دهنده ترست از روباه. چه مانند است امشب بدوش! «شارح»
تا چند بمهر دوستان مینازیاین طایفه را نیست بجز غمّازی
روباهوشند و وقت حیلت کردنگر شیر نری خوری ازیشان بازی