لا تَعْتِبَنَّ عَلَی الْعِبادِ فَإِنَّمایَأْتِیکَ رِزْقُکَ حِینَ یُؤْذَنُ فِیهِ
سَبَقَ الْقَضاءُ لِوَقْتِهِ فَکَأَنَّهُیَأْتِیکَ خَیْرَ الْوَقْتِ أَوْ تَأْتِیهِ
فَثِقَنْ بِمَوْلاکَ الْکَرِیمِ فَإِنَّهُلِلْعَبْدِ أَرْأَفُ مِنْ أَبٍ بِبَنِیهِ
وَأَشُعْ غِناکَ وَکُنْ لِفَقْرِکَ صائِناًیُضْنِی حَشاکَ وَأَنْتَ لا تُبْدِیهِ
فَالْحُرُّ یُنْحِلُ جِسْمَهُ إِعْدامُهُفَکَأَنَّهُ مِنْ نِفْسِهِ یُخْفِیهِ
إِشاعَة: آشکارا کردن. و إِضْناء: نزار کردن. و إِنْحال: لاغر کردن.
میفرماید: خشم مگیر بر بندگان خدا؛ چه نیاید به تو روزی تو، مگر آن هنگام که دستوری داده شود در آمدن. پیشی گرفت قضا مر وقت آن را، پس گویا او آید به تو در بهتر وقت یا آئی تو به او. پس استوار باشد به خداوند کریم خود؛ چه به درستی که او مر بنده را مهربانتر است از پدر به پسران خود. و آشکارا کن توانگری خود را و باش مرد درویشی خود را نگاه دارنده، نزار کند تهیگاه ترا و تو فاش نکنی آن را. پس آزاده لاغر میکند تن او را نایافتن او، پس گویا او از نفس خود پنهان میکند آن را. «شارح»
تا چند بیابان امل پیمودنبیهوده قدم بجست و جو فرسودن
هر چیز بوقت خویشتن در بندستتا وقت نمیرسد نخواهد بودن