قرآن کریمبه زبان فارسی

جواب رجز عنتر به الهام خدای اکبر

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَنا عَلِیُّ الْبَطَلُ الْمُظَفَّرْغَشَمْشَمُ الْقَلْبِ بِذاکَ أُذْکَرْ
وَفِی یَمِینی لِلِّقاءِ أَخْضَرْیَلْمَعُ مِنْ حافَتْهِ بَرْقٌ یَزْهَرْ
لِلطَّعْنِ وَالضَّرْبِ الشَّدِیدِ مُحْضَرْمَعَ النَّبِیِّ الطّاهِرِ الْمُطَهَّرْ
إِخْتارَهُ اللّهُ الْعَلِیُّ الْأَکْبَرْالْیَوْمَ یُرْضِیهِ وَ یُخْزِی عَنْتَرْ

تَظْفِیر: فیروزی دادن. و غَشَمْشَم: مرد دلیر که هیچ چیز او را از مراد او بازندارد. و أَخْضَر: آب صافی. و لَمْع لَمَعان: درخشیدن «از ثالث». و حافَة: کنارهٔ رود. و إِحضار: حاضر گردانیدن. و تَطْهِیر: پاک کردن. و اِخْتیار: برگزیدن. و إِخْزاء: خوار کردن و رسوا کردن و هلاک کردن و نفرین کردن.

می‌فرماید: من علی‌ام، دلیر ظفر دادهٔ دلیر دل که به آن یاد کرده می‌شوم. و در دست راست من است برای حرب آب صافی که می‌درخشد از کنارهٔ او برقی که روشن می‌شود. من برای نیزه زدن تیغ سخت حاضر گردانیده شده‌ام، با پیغمبر پاک پاک کرده. و برگزید او را خدای بزرگ بزرگتر، امروز خشنود می‌کند او را و خوار می‌کند عنتر را.

«شارح»

کس نیست که تاب قهر من می‌آرددشمن همه عجز بهر من می‌آرد
شکّ نیست که می‌برد به کرمان زیرههر کس که هنر بشهر من می‌آرد