قرآن کریمبه زبان فارسی

خطاب شَجاعت مآب بَسالت دثار به طلحة بن ابی طلحه در احد وحشت آثار

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
إِنِّی أَنَا اللَّیْثُ الهِزَبْرُ الأَشْوَسُوَالأَسَدُ المُسْتَأْسِدُ المُعَرِّسُ
إِذَا الحُرُوبُ أَقْبَلَتْ تُضَرِّسُوَ اخْتَلَفَتْ عِنْدَ النِّزالِ الأَنفُسُ

ما هابَ مِنْ وَقْعِ الرِّماحِ الأَشْرَسُ

قال الأصمعیُّ: اللَّیْثُ دابّةٌ مثل الحِرباء یتعرَّض للرّاکب وینسبُ إلیٰ بلدةِ عِفِرِّین «به کسر العین و تشدید الرّاءِ» وفی المثل: هو أشجعُ من لیثِ عِفِرِّین. و دور نیست که مراد این معنی باشد تا تکرار واقع نشود. و أَشْوَس: آنکه به دنبال چشم نگرد از خشم با از تکبر. واستَأْسَدَ علیه: اجتَرأَ. و التَّعِریس: نزولُ القومِ فی السَّفرِ من آخِرِ اللَّیلِ، یقعون فیه وقعةً للاستراحةِ، ثمَّ یرتحلون. و ضَرَّسَتْهُ الحربُ تضریساً: أی جرَّبْته و أحکمَتْه. و نِزال: حرب کردن مبارز پیاده. و وَقْعُ الحدیدِ: صَوْتُه. و أَشْرَس: دلیر.

می‌فرماید: به درستی که من آن شیرم که به دنبال چشم نگرد از خشم، و آن شیر دلیرم که در آخر شب دمی استراحت کند. چون حربها رو آورد که ازماید و استوار کند، و آمد شد کنند نزد حرب کردن مبارزان پیاده نَفْسها، نترسد از آواز نیزه‌ها دلیر. «شارح»

آن شیر دلم که خون اعدا ریزموز دشمن خود بهیچ رو نگریزم
آفاق کنم بچشم دشمن تاریکچون گرد بلا ز هر طرف انگیزم