ما هابَ مِنْ وَقْعِ الرِّماحِ الأَشْرَسُ
قال الأصمعیُّ: اللَّیْثُ دابّةٌ مثل الحِرباء یتعرَّض للرّاکب وینسبُ إلیٰ بلدةِ عِفِرِّین «به کسر العین و تشدید الرّاءِ» وفی المثل: هو أشجعُ من لیثِ عِفِرِّین. و دور نیست که مراد این معنی باشد تا تکرار واقع نشود. و أَشْوَس: آنکه به دنبال چشم نگرد از خشم با از تکبر. واستَأْسَدَ علیه: اجتَرأَ. و التَّعِریس: نزولُ القومِ فی السَّفرِ من آخِرِ اللَّیلِ، یقعون فیه وقعةً للاستراحةِ، ثمَّ یرتحلون. و ضَرَّسَتْهُ الحربُ تضریساً: أی جرَّبْته و أحکمَتْه. و نِزال: حرب کردن مبارز پیاده. و وَقْعُ الحدیدِ: صَوْتُه. و أَشْرَس: دلیر.
میفرماید: به درستی که من آن شیرم که به دنبال چشم نگرد از خشم، و آن شیر دلیرم که در آخر شب دمی استراحت کند. چون حربها رو آورد که ازماید و استوار کند، و آمد شد کنند نزد حرب کردن مبارزان پیاده نَفْسها، نترسد از آواز نیزهها دلیر. «شارح»