یا لَهْفَ نَفْسِیَ عَلَی الغِطْرِیفِالمُدَّعِی البَأْسَ وَ بَذْلَ الرِّیفَ
أَفْلَتَ مِنْ ضَرْبٍ لَهُ خَفِیفِغَیْرَ کَرِیمِ الجَدِّ أَمْ طَرِیفِ
غِطْریف «به کسر غین»: پسر جُشَم «به ضم جیم» از قبیلهٔ کِنده «به کسر کاف»، و هو أبو قبیلةٍ من الیمن و أبوه ثور. و بَأْس: سختی در حرب. والرَّیف: أرضٌ فیها زرعٌ و خصبٌ. و إِفْلات: رَستن. و خِفَّة: سبک بودن و الطَّرِیفُ فیالنّسبِ: الکثیر الآباءِ إلی الجدِّ الأکبر.
میفرماید: ای دریغ خوردن نفس من بر غطریف پسر جُشَم، دعوی کنندهٔ سختی در حرب و بخشیدن مزرعه! رَست از زدنی سبک مرو را، غیر بزرگوار است جدّ او یا کسی است که میان او و جدّ بزرگتر او پدران بسیار است. «شارح»
ای رفته بنفس شوم بیرون از راهتا کی زخدای خود نباشی آگاه
دعوی تو آن بود که من چون کوهمناگاه تو خود بباد رفتی چون کاه