قرآن کریمبه زبان فارسی

نهی از گفتن بسیار و امر به نهفتن اسرار

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
فَلا تُکْثِرَنَّ الْقَوْلَ فِی غَیْرِ وَقْتِهِوَ أَدْمِنْ عَلَی الصَّمْتَ الْمُزَیِّنِ لِلْعَقْلِ
یَمُؤتُ الْفَتیٰ مِنْ عَثْرَةٍ بِلِسانِهِوَلَیْسَ یَمُوتُ الْمَرْءُ مِنْ عَثْرَةِ الرِّجْلِ
فَلا تَکُ مِبْثاثاً لِقَوْلِکَ مُفْشِیاًفَتَسْتَجْلِبَ الْبَغْضاءَ مِنْ زَلَّةِ النَّعْلِ

بَثَّ الخبرَ: أی نشَره. و بَغْضاء: دشمنی.

می‌فرماید: بسیار مکن گفتار را در غیر هنگام آن، و دایم باش بر خاموشی آراینده مر خرد را. می‌میرد جوانمرد از سر درآمدن به زبان خود، و نیست که بمیرد مرد از لغزیدن پای. پس مباش پراکنده کننده مر گفتار خود را فاش کننده، که بکشی دشمنی را از لغزیدن«شارح»

ای خورده شراب ذوق از جام سخنبشناس بعقل و علم هنگام سخن
چون راز درون پیش کسی خواهی گفتباید که بری راه بانجام سخن