قرآن کریمبه زبان فارسی

مرثیّهٔ سیّدهٔ فُخمیٰ، شریفهٔ عُظمٰی فاطمهٔ زهرا در وقت حُمّیٰ

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
وَ إِنَّ حَیاتِی مِنْکِ یا بِنْتَ أَحْمَدٍبِإِظْهارِ ما أَخْفَیْتُهُ لَشَدِیدُ
وَلٰکِنْ لِأَمْرِ اللّهِ تَعْنُو رِقابُناوَلَیْسَ عَلیٰ أَمْرِ الْإِلٰهِ جَلِیدُ

إِظْهار: آشکارا کردن. و إِخْفاء: پنهان کردن. و عَنا یَعْنُو: خضَع و ذَلَّ. والجَلَد «بالفتح»: الصّلابة، تقول: جلُد الرّجلُ «بالضّمّ» فهو جَلِدٌ و جَلِیدٌ.

می‌فرماید: به درستی که زندگی من از بعد تو، ای دختر احمد، به آشکارا کردن آنچه پنهان می‌کردم، هراینه سخت است؛ ولیکن مر فرمان خدا را فروتنی می‌کند گردنهای ما و نیست بر فرمان خدا هیچ سختی. «شارح»

ای نور دو چشم من چو رفتی زنظردر بودن من فایده‌ای نیست دگر
لیکن چکنم نمی‌توانم مردنتا پیک اجل نیاورد حکم قدر
أَتَصْرَعُنِی الْحُمّیٰ لَدَیْکِ وَأَشْتَکِیإِلَیْکِ وَ ما لِی فِی الرِّجالِ نَدِیدُ
أَصِرُّ عَلیٰ صَبْرٍ وَ أَقْویٰ عَلیٰ مُنیًإِذا صَبْرُ خَوّارِ الرِّجالِ بَعِیدُ
وَفِی هٰذِهِ الْحُمّیٰ دَلِیلٌ بِأَنَّهالِمَوْتِ الْبَرایا قائِدٌ وَ بَرِیدُ

صَرْع: افکندن «از ثالث». و حُمّیٰ: تب. و اِشْتِکاء: از چیزی نالیدن. و نَدِید: همتا. و أَصْرَرْتُ علّی الشّیءِ: أقمتُ و دُمْتُ. و قُوَّة: نیرومند شدن «از رابع». و قائد: سرهنگ. و بَرِید: پیک.

می‌فرماید: آیا می‌اندازد مراتب نزد تو و می‌نالم به تو و نیست مرا در میان مردان همتا. می‌ایستم بر صبر و نیرومند می‌شوم بر آرزوها، آن زمان که صبر مردانِ سست دورست. و در این تب راهنمائی است به آنکه او مر مرگ مخلوقات را سرهنگی است و پیکی. «شارح»

من نام وجود از خود انداخته‌امهستی مجازی همه درباخته‌ام
در آتش تب هزار پی سوخته‌اموین طُرْفه که با سوزش خود ساخته‌ام