إِظْهار: آشکارا کردن. و إِخْفاء: پنهان کردن. و عَنا یَعْنُو: خضَع و ذَلَّ. والجَلَد «بالفتح»: الصّلابة، تقول: جلُد الرّجلُ «بالضّمّ» فهو جَلِدٌ و جَلِیدٌ.
میفرماید: به درستی که زندگی من از بعد تو، ای دختر احمد، به آشکارا کردن آنچه پنهان میکردم، هراینه سخت است؛ ولیکن مر فرمان خدا را فروتنی میکند گردنهای ما و نیست بر فرمان خدا هیچ سختی. «شارح»
صَرْع: افکندن «از ثالث». و حُمّیٰ: تب. و اِشْتِکاء: از چیزی نالیدن. و نَدِید: همتا. و أَصْرَرْتُ علّی الشّیءِ: أقمتُ و دُمْتُ. و قُوَّة: نیرومند شدن «از رابع». و قائد: سرهنگ. و بَرِید: پیک.
میفرماید: آیا میاندازد مراتب نزد تو و مینالم به تو و نیست مرا در میان مردان همتا. میایستم بر صبر و نیرومند میشوم بر آرزوها، آن زمان که صبر مردانِ سست دورست. و در این تب راهنمائی است به آنکه او مر مرگ مخلوقات را سرهنگی است و پیکی. «شارح»