أَرَی المَرْءَ وَالدُّنْیا کَمالٍ وَحاسِبٍیَضُمُّ عَلَیْهَا الکَفَّ وَالکَفُّ فارِغُ
فَراغ و فُرُوغ: تهی شدن.
میفرماید: میبینم مرد را و دنیا را چون مال و حساب کننده، به هم میآورد بران پنجه را و پنجه تهی است.
«شارح»
هر کس که بود بمال دنیا شرفشدر مشرب فقر نیست حقّ بر طرفش
او را بمثل محاسبی دان که رواناموال بهم گیرد و خالیست کفش