فَلا تُفْشِ سِرَّکَ إلّا إِلَیْکَفَإِنَّ لِکُلِّ نَصِیحٍ نَصِیحا
فَإِنِّی رَأَیْتُ غُواةَ الرِّجالِلا یَتْرُکُونَ أَدِیماً صَحِیحا
سِرّ: پنهان.
میفرماید: پس فاش مکن سرّ خود مگر بخود، چه به درستی که هر نیکخواهی را نیکخواهی است. پس به درستی که دیدم مردان گمراه را که نمیگذارند پوستی را درست. «شارح»
ای دوست مگو سرّ دل خویش بکسآئینه دل تیره مگردان بنفس
چون غنچه زبان خویشتن کش بدهانتا چند کنی هرزه درائی چو جرس