القَرْن: «بالفتح»: السّیف والنّبل. و تَمارَسُوا فیالحربِ: تَضارَبُوا. و یُقالُ: هذا الأمرُ سُبَّةٌ علیه «بالضمّ»: أی عارٌ یُسَبُّ به. و اِنْثِناء: بازگردانیدن. و مِدْعَس «به کسر میم»: نیزهٔ میان آکنده. و تَناکُس: نگونسار کردن. و مُغادَرة: بازگذاشتن. واللُّبْس «بالضمّ»: مصدرُ لبستُ الثّوبَ ألبسُ.
میفرماید: آیا پندارند فرزندان جهل که ما بر اسبان نیستیم مانند ایشان در میان سواران؟ پس بپرس حاضران بدر را، چون ببینی ایشان را، بکشتن من خداوندان شمشیرها را در روز بهم زدن. و به درستی که ما مردمی چندیم که نمیبینم حرب را ننگی، و بازنمیگردیم نزد نیزههای میان آکنده. و این رسول خداست، چون ماه تمام در میان ما. به او بازبرد خدا دشمنان را به نگونسار کردن. پس آنچه گفته شود در شأن ما بعد از این از گفتاری، پس باز نگذاشت از ما جامهای نو برای پوشنده. «شارح».