قرآن کریمبه زبان فارسی

(۱۳) مناجاة دیوانه با حق تعالی

الهی‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
بصحرا در یکی دیوانه بودیکه چون دیوانگیش اندر ربودی
بسوی آسمان کردی نگاهیبدرد دل بگفتی یا الهی
ترا گر دوست داری نیست پیشهولی من دوستت دارم همیشه
ترا گر چه بوَد چون من بسی دوستبجز تو من نمی‬دارم کسی دوست
چگونه گویمت ای عالم افروزکه یک دم دوستی از من درآموز
چنان می‬زی، که هر دم صد جهان جمعز شوق او چو پروانه‬ست زان شمع
اگرچه نه بعلت می‬توان یافتولیکن هم بدولت می‬توان یافت
اگر یک ذره دولت کارگر شدبه سوی آفتابت راهبر شد