قرآن کریمبه زبان فارسی

(۱۳) حکایت موسی علیه السلام

الهی‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
بموسی گفت حق کای مرد اسرارچو تنها می‬نشینی دل نگه دار
وگر با خلق باشی مهربان باشدر آن ساعت نگه دار زبان باش
وگر در ره روی سر پیش می‬دارنظر بر پیش چشم خویش میدار
وگر ده سفره پیش آرند خلقتنگه می‬دار آنجا نیز حلقت
چو تو بس بی طعام ناتمامیمیان در بسته از بهر طعامی
چنان کان طفل حیران می درآیدبرزقش شیر پستان می‬فزاید
همی کان طفل را تقدیر کردندبرزقش در دو پستان شیر کردند
چو با تو رزق دایم همبر افتادچرا این خلق در یکدیگر افتاد
همه سوداست ای سودائی آخرهمی سودا چه می‬پیمائی آخر
اگر تو عاقلی سودا بیندازتو امروزی غم فردا بینداز