قرآن کریمبه زبان فارسی

لمعۀ یازدهم

لمعات — فخرالدین عراقی

بدانكه میان صورت و آینه بهیچ وجه نه اتحاد ممكن بود نه حلول.

گوید آن كس در این مقام فضولكه تجلی نداند او ز حلول

حلول و اتحاد جز در دو ذات صورت نبندد، و در چشم شهود در همه وجود جز یك ذات مشهود نتواند بود.

شعر

العین واحدة و الحكم مختلفو ذاك سر لاهل العلم ینكشف

صاحب كشف كثرت در احكام بیند نه در ذات، داند كه تغیر احكام در ذات اثر نكند، چه ذات را كمالی است كه قابل تغیر و تأثیر نیست، نور بالوان آبگینه منصبغ نشود، اما چنان نماید.

شعر

لالون فی النور، لكن فی الزجاج بداشعاعه فترا آی فیه الوان

و اگر ندانی كه چه می‌گویم.

مصراع: در چشم من آی و می‌نگر تا بینی.

آفتابی در هزاران‌ آبگینه تافتهپس برنگ هر یكی تابی عیان انداخته
جمله یك نور است لیكن رنگهای مختلفاختلافی در میان این و آن انداخته