قرآن کریمبه زبان فارسی

لمعۀ بیست و چهارم

لمعات — فخرالدین عراقی

طلب و جستجوی عاشق نمونۀ طلب معشوق است، خود هر صفت كه عاشق بدان صفت متصف شود، چون حیا و شوق و فرح و ضحك، بل هر صفتی كه محب بر آن مجبول است، باصالت صفت محبوب تواندبود، در پیش محب امانت است، او را در آن هیچ شركتی نیست،‌ چه مشاركت در صفات دلیل كند بر مباینت در ذات، و در چشم شهود در همه وجود بحقیقت جز یك ذات موجود نتواند بود.

بیت

اشیا اگر صداست و گر صد هزار بیش جمله یكی است،‌چون بحقیقت نظر كنی

پس صفات جمله محبوب را باشد، محب را از خود هیچ صفت وجودی نتواند بود، عدم را صفت وجودی چگونه بود؟ اما اگر محبوب از راه كرم در خانۀ محب قدم نهد و خانه را بجمال خود منور گرداند و صاحب خانه را بكسوت صورت خود مشرف كند، خود رادر لباس محب بر خود جلوه دهد، محب را در خود بغلط نباید افتاد كه: همه هیچ‌اند هیچ، اوست كه اوست.

شیخ الاسلام گفت‌:حق تعالی خواست كه صنع خود را ظاهر كند، عالم آفرید، خواست كه خود را ظاهر كند، آدم آفرید.