محبوب در آینه هر لحظه روئی دیگر نماید و هر دم بصورتی دیگر برآید؛ زیرا كه صورت، بحكم اختلاف آینه هر دم دیگرمیشود و آینه هر نفس بحسب اختلاف احوال دیگر میگردد.
قطعه
از این جاست كه هرگز در یك صورت دوبار روی ننماید و در دو آینه بیك صورت پیدا نیاید. ابوطالب مكی میفرماید كه: لایتجلی فی صورة مرتین و لایتجلی فی صورة لاثنین.
قطعه
لاجرم هر عاشقی از او نشانی دیگر دهد و هر عارفی عبارتی دیگر گوید و هر محققی اشارتی دیگر كند، سخن همین است:
شعر
قطعه
دانی كه بر این شهود كرا اطلاع دهند؟ لمن كان له قلب، آن را كه بتقلیب خود در احوال تقلیب او در صور مطالعه داند كرد و از آن مطالعه فهم داند كرد كه مصطفی صلی الله علیه وآله چرا فرماید: من عرف نفسه فقد عرف ربه، و جنید رحمة الله علیه بهر چه گوید: لون الماء لون انائه. مگر گوید صورت،بحكم اختلاف آینه هر دم بصورت دیگر متبدل شود، چنانكه دل بحسب تنوع احوال، در خبر است كه: مثل القلب كمثل ریشة فی فلاة یقلبها الریاح ظهراً لبطن اصل اين رياح كه ريح تواند بود كه مصطفی فرمود لاتسبوا الریح فانها من نفس الرحمن اگر خواهی كه از نفحات این نفس بوئی بمشام تو رسد، در كارستان: كل یوم هو فی شأن، نظاره شو، تا عیان بینی كه: تنوع تو در احوال از تنوع اوست در شئون و افعال، پس معلوم كنی كه:لون الماء لون انائه، اینجا هم آن رنگ دارد كه: لون المحب لون محبوبه، پس گوئی:
شعر