قرآن کریمبه زبان فارسی

مقاله سابع و عشرون — در عذر مرغی دیگر

منطق الطیر — فریدالدین عطار نیشابوری

مقاله سابع و عشرون

در عذر مرغی دیگر

دیگری گفتش که ای پاک اعتقادبرنیامد یک دم ازمن بر مراد
چون تمام عمر در غم بوده‬اممستمند کوی عالم بوده‬ام
بر دل پر خون من چندین غمستکز غمم هر ذرۀ در ماتمست
دائماً حیران و عاجز بوده‬امکافرم گر شاد هرگز بوده‬ام
مانده‬ام زین جمله غم در خویش منسرسری چون راه گیرم پیش من
گر نبودی نقد چندین از غممزین سفر بودی دلی بس خرمم
لیک دل چون هست پر خون چون کنمبا توگفتم حالم اکنون چون کنم
هدهدش خوش لهجه مرغ راه دانباخبر از سود و آگه از زیان
گفت ای مغرور شیدا آمدهپای تا سر غرق سودا آمده
نامرادی و مراد این جهانتا بجنبی بگذرد در یک زمان
هرچه آن در یک نفس می بگذردعمر هم بی آن هوس می‬‬بگذرد
چون جهان می بگذرد بگذر تو نیزترک او گیر و بدومنگر تو نیز
زانکه هر چیزی که آن پاینده نیستهر که دل بندد در او دل زنده نیست