قرآن کریمبه زبان فارسی

مقاله تاسع و عشرون — سؤال مرغی دیگر

منطق الطیر — فریدالدین عطار نیشابوری

مقاله تاسع و عشرون

سؤال مرغی دیگر

دیگری گفتش که در راه خدایپاکبازی کی بود ای پاکرای
هست مشغولی تن بر من حرامهرچه دارم می‬فشانم بر دوام
هرچه در دست آیدم گم گرددمزانکه در دست آن چو کژدم گرددم
من ندارم خویش را دربند هیچبرفشانم جمله را از بند هیچ
پاکبازی می‬کنم در کوی اوبو که در پاکی به بینم روی او
گفت هدهد را هروگر کس بودپاکبازی زاد راهش بس بود
هر که او در باخت هرچش بود پاکرفت و در پاکی خود آسود پاک
دوخته بر در دریده بر مدوزهرچه داری تا سر موئی بسوز
چون بسوزی کل بآه آتشینجمع کن خاکسترش بروی نشین
چون چنین کردی برستی از همهورنه خونخور چونکه هستی از همه
تا نمیری خود ز یک یک چیز توکی نهی گامی در این دهلیز تو
چون درین زندان بسی نتوان نشستخویشتن را باز کش از هرچه هست
زانکه وقت مرگ یک یک چیز توهست خونخوار تو و خونریز تو
دستها اول ز خود کوتاه کنبعد از آن برخیز و عزم راه کن
تا در اول پاکبازی نبودتاین سفر کردن نمازی نبودت