قرآن کریمبه زبان فارسی

مقاله رابع و اربعون — در بیان وادی هفتم که فقر و فنا است

منطق الطیر — فریدالدین عطار نیشابوری

مقاله رابع و اربعون

در بیان وادی هفتم که فقر و فنا است

بعد ازین وادی فقر است و فناکی بود اینجا سخن گفتن روا
عین این وادی فراموشی بودگنگی و کری و بیهوشی بود
صد هزاران سایه جاوید توگم شده بینی ز یک خورشید تو
بحر کلی چون بجنبش کرد راینقشها در بحر کی مانده بجای
هر دو عالم نقش این دریات بسهر که گوید نیست این سودات بس
هر که در دریای کل گم بوده شددائماً گم بوده و آسوده شد
دل بدین دریا در این آسودگیمی نیابد هیچ جز کم بودگی
گر از این گم بودگی بازش دهندصنع بین گردد بسی رازش دهند
سالکان پخته و مردان مردچون فرو رفتند در میدان درد
گم شدن اول قدم زین پس چه سودلاجرم دیگر قدم کس را نبود
چون همه در گام اول گم شدندتو جمادی گیر اگر مردم شدند
عود و هیمه چون به آتش در شوندهر دو بر یک جای خاکستر شوند
این بصورت هر دو یکسان باشدتدر صفت فرق فراوان باشدت
گر پلیدی گم شود در بحر کلدر صفاتخود فرو ماند بذل
لیک گر پاکی درین دریا شوداز وجود خویش ناپیدا شود
جنبش او جنبش دریا بوداو چو نبود در میان زیبا بود
نبود او و او بود چون باشد ایناز خیال عقل بیرون باشد این