قرآن کریمبه زبان فارسی

حکایت ۳

منطق الطیر — فریدالدین عطار نیشابوری
بود آن دیوانۀ عالی مقامخضر با او گفت ای مرد تمام
رای آن داری که باشی یار منگفت با تو بر نیاید کار من
زانکه خوردی آب حیوان چندگاهتا بماند جان تو تا دیرگاه
من برآنم تا بگویم ترک جانزانکه بیجانان ندارم برگ جان
نی چو تو در حفظ جانی مانده‬امبلکه من هر روز جان افشانده‬ام
بهتر آن باشد که چون مرغان زدامدور می‬باشیم از هم والسلام