قرآن کریمبه زبان فارسی

مقاله ثانی عشر — عذر صعوه

منطق الطیر — فریدالدین عطار نیشابوری

مقاله ثانی عشر

عذر صعوه

صعوه آمد جان نحیف و تن نزارپای تا سر همچو آتش بیقرار
گفت من حیران و فرتوت آمدمبیدل و بی قوت و قوت آمدم
همچو موئی بازو و زوریم نیستوز ضعیفی قوت موریم نیست
من نه پر دارم نه بال و هیچ چیزکی رسم درگرد سیمرغ ای عزیز
پیش او این مرغ عاجز کی رسدصعوه در سیمرغ هرگز کی رسد
در جهان او را طلبکاران بسی استوصل او کی لایق چون من کسی است
در وصال او چو نتوانم رسیدبر محالی راه نتوانم برید
گر نهم من روی سوی درگهشیا بمیرم یا بسوزم در رهش
چون نیم من مرد او وین جایگاهیوسف خود را همی جویم ز چاه
یوسفی گم کرده‬ام در چاهساربازیابم آخرش در روزگار
گر بیابم یوسف خود را به چاهبر پرم با او زماهی تا بماه
هدهدش گفت ای زشنگی و خوشیکرده در افتادگی صد سرکشی
جمله سالوسی تو چون بنگرممست زراقی و من کی آن خرم
پای در نه دم مزن لب را بدوزگر بسوزند آنهمه تو هم بسوز
گر تو یعقوبی بمعنی فی المثلیوسفت ندهند کمتر کن حیل
می‬فروزد آتش غیرت مدامعشق یوسف هست بر عالم حرام