مقاله سابع عشر
بیان اشکال مرغی
سائلی گفتش که ای برده سبقتو بچه از ما سبق بردی بحق
نه تو چون مائی و ما همچون تو راستدر میان ما تفاوت از چه خاست
چه گنه آمد ز جسم و جان ماقسم تو صافی ودردی آن ما
گفت ای سائل سلیمان را همیچشم افتاده است بر ما یکدمی
نی بسیم این یافتم من نه بزرهست این دولت مرا از یک نظر
کی بدست آرد بطاعت آنکسیزانکه کرد ابلیس این طاعت بسی
ور کسی گوید نباید طاعتیلعن میبارد بر او هر ساعتی
تو مکن در یک نفس طاعت رهاپس منه بر طاعت خود هم بها
تو بطاعت عمر خود میبر بسرتا سلیمان بر تو اندازد نظر
چون تو مقبول سلیمان آمدیهر چه گویم بیشتر زان آمدی