یافت مردی گور کن عمری درازسائلی گفتش که چیزی گوی بازچون تو عمری گور کندی در مغاکچه عجایب دیدهای در زیر خاکگفت این دیدم عجب بر حسب حالکاین سگ نفسم همی هفتاد سالگور کندن دید و یک ساعت نمردیک دمم فرمان یک طاعت نبرد