قرآن کریمبه زبان فارسی

فصل دوم در بیان درجات سخن و مراتب آن‏

رساله مشواق — ملا محسن فیض کاشانی

بدان که سخن به منزلهٔ قالب است و معنا به منزلهٔ روح؛ و یا سخن به منزلهٔ پیمانه است و معنا به منزلهٔ راح؛ و یا سخن به منزلهٔ نافه مشک است و معنا به منزلهٔ ریح.

و هر یک از سخن و معنا را درجات و مراتب است به حسب تفاوت درجات و سلاست الفاظ و متانت معانی و به سبب اختلاف درجات و مراتب مقاصد و معانی. بیت:

سخن چو نیک نگویی هزار نیست یکیولی چو نیک بگویی یکی هزار بود

و سخن نیک را باز انواع و اصناف است چه گاهی که قائل را محبت حقیقیهٔ «یُحبُّهم و یُحبّونَه»۱ [و] و «الَّذِینَ آمَنُوا اَشدُّ حُبّاً لِلَّهِ»۲ غالب گردد یا شوق آن محبت مستولی گردد و در وصف عشق حقیقی سخن گوید و یادی از چشمهٔ سلسبیل دهد، سلطان عشق مقتضای التهاب «نَارُ اللّٰهِ المُوقَدَةُ، الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الأَفئِدَةِ»۳ شرری چند بر جام آگهی آن سخن بیزد تا از حرارت آن مراح مزاج شراب معنا آن سخن طعم زنجبیل بردارد و در ذایقهٔ روح مستمع متعشق به حکم «یُحرَق فِی الدُّنیا قُلوُب العَاشِقینَ و فِی الآخِرَةِ جُلودِ الفاسِقینَ» حرقت محبت احداث کند «یُسقَونَ فیهَا کَأساً کانَ مِزاجُها زَنجَبِیلاً عَیناً فِیهَا تُسمَّی سَلسَبِیلاً»۴ و گاهی که قائل را شوق لقای محبوب حقیقی غلبه کند، تقرب به او جسته، در وصف حقیقتْ سخن در پرده راند و بویی از رحیق مختوم به مشام اهل عرفان رساند، و ساقی الست به مؤدای «اَلا طالَ شَوقُ الأبرارِ اِلی لِقائِی و اِنِّی اِلَیهِم لاَشَدُّ شَوقاً» قطره‏ای چند از رود تسنیم که چشمهٔ مقربان است بر جان آن سخن ریزد تا از لطافت آن مراح مزاج شراب معنا آن سخن طعم قرب یابد، و در ذائقهٔ روح مستمع متقرب به مقتضای «مَن تَقرَّبَ الیَّ شِبراً تقرَّبتُ الیهِ ذِراعاً» قربی احداث کند «یُسقَونَ مِن رِّحِیقٍ مَّختُومٍ، خِتمُه مِسکٌ وَ فِی ذلِکَ فَلیَتَنافَسِ المُتَنافِسُونَ، وَ مِزاجُه مِن تَسنِیمٍ، عَیناً یَشرَبُ بِهَا المُقَرَّبُونَ».۵

و گاهی که قائل در مرآت ناسوت جمال لاهوت ملاحظه کرده، صنع «لَقَد خَلَقنَا الاِنسانَ فِی أَحسَنِ تَقوِیمٍ»۶ در حسن «وَ صَوَّرَکُم فَأَحسَنَ صُوَرَکُم»۷ در نظرش جلوه‌گر آید و از روی مجاز سخن راند که نشانه‏ای از شراب طهور دارد.

والی شهرستان دل به موجب «انّ اللّٰهَ جَمیلٌ یُحبُّ الجَمالَ» نمک ملاحتی در جام آن سخن بیزد یا شهد حلاوتی بر آن ریزد، تا از شوری و شیرینی آن مراح مزاج شراب معنا آن سخن طعم انس گیرد و در ذائقه روح مستمع مستأنس به حکم «مَن استأنَسَ بِاللّٰهِ استأنَسَ بکلِّ شَی‏ءٍ ملیحٍ وَ وجهٍ صبِیحٍ» انسی حاصل شود؛ چنان که در قرآن کریم است که: «وَ سَقاهُم رَبُّهُم شَرَاباً طَهُوراً».۸

و گاهی که قائل را کمال حقیقی که موجب وصول است به مقصود در نظر آید و در حکم و مواعظ سخن گوید و از چشمه شراب عباداللّٰه فیض یابد، خطیب عقل به منبر بلاغت بر آمده به حکم «انّ مِن الشِّعرِ لَحکمَةٌ وَ انّ مِنَ البَیانِ لَسِحراً»۹ روح تذکیری و روان تأثیری در جان سخن دمد تا از برودت آن مراح مزاج شراب معنا آن سخن طعم کافور گرفته در ذائقه مستمع سالک به مقتضای «أَلا بِذِکرِ اللّٰهِ تَطمَئنِّ القُلوُبُ»۱۰ برد الیقینی۱۱ احداث کند «انّ الأَبرارَ یَشرَبُونَ مِن کَأسٍ کَانَ مِزاجُها کَافُوراً، عَیناً یَشرَبُ بِها عِبادُ اللّٰهِ یُفَجِّرونَهَا تَفجِیراً».۱۲

و گاهی که قائل را محبت ولیّ کامل که وسیله قرب است به حق جل شأنه به حکم «وَابْتَغُوا اِلَیهِ الوَسیلَةَ»۱۳ در اهتزاز در آورد و در شوق آن سخن راند، ساقی ولایت از عین معین معاینه کأسی درخشان بی‌غایله ملامت و با بقای عقل و سلامت دایر سازد که از فروغ آن کأس بیضاء و نشئه راح روح‏افزا شراب معنای سخن به حکم «ما قَالَ فِینا قائلُ شِعراً حَتّی یؤیَّدَ برُوح القُدُس»۱۴ طعم حیات گیرد و در ذائقه روح مستمع به مقتضای «فَاتَّخَذَ سَبیلَهُ فِی البَحرِ سَرَباً»۱۵ کار آب حیات کند «یُطافَ عَلیهِم بِکأسٍ مِّن مَّعینِ، بَیضآءَ لَذَّةٍ لِلشّارِبینَ، لَا فیهَا غَولٌ وَ لا هُم عَنهَا یُنزَفُونَ».۱۶

و گاهی در قائل داعیه عرض نیاز به درگاه بی نیاز پدید آید و به حکم «إِنَّما أَشکُوا بَثِّی وَ حُزنِی إِلَی اللّٰهِ»۱۷ به عرض پریشانی دل حزین بیچاره و شکوه از دیو رجیم و نفس اماره، از در دعا و مناجات در آید و به زبان ابتهال و ضراعت سخن گوید و درمان درد خویش از طبیب قلوب جوید و به مقتضای «فَفِرُّوا اِلی اللّٰهِ»۱۸ خود را در حق مستهلک و فانی سازد، و در این مقام اهل محبت را از شراب فنای در محبوب «اِذا شَربُوا سکَروا» نصیبی تواند بود و قربی بر قرب تواند افزود که: «مَن شَغلَهُ ذِکرِی عَن مَسئَلَتِی اُعطِیتُهُ اَفضَلَ مَا اُعطِیَ السّائِلینَ».۱۹

  1. - سورهٔ مائده «۵» آیهٔ ۵۴. ↑
  2. - سورهٔ مائده «۲» آیهٔ ۱۶۵. ↑
  3. - سورهٔ همزة «۱۰۴» آیات ۶ و ۷. ↑
  4. - سورهٔ انسان «۷۶» آیات ۱۷ و ۱۸. ↑
  5. - سورهٔ مطففین «۸۳» آیهٔ ۲۵ و ۲۸. ↑
  6. - سورهٔ تین «۹۵» آیهٔ ۴. ↑
  7. - سورهٔ غافر «۴۰» آیهٔ ۶۴. ↑
  8. - سورهٔ دهر «۷۶» آیهٔ ۲۱. ↑
  9. - من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۷۹. ↑
  10. - سورهٔ رعد «۱۳» آیهٔ ۲۸. ↑
  11. - امیرالمؤمنین، امام علیﷷ می‌فرمایند: «طوبی لِمن بوشِرَ قلبُه بِبَرْد الیقین» و «ما اعظم سعادةً مَن بوشِرَ قلبه ببرد الیقین». غرر الحکم، ص ۶۱. ↑
  12. - سورهٔ دهر «۷۶» آیات ۵ و ۶. ↑
  13. - سورهٔ مائده «۵» آیهٔ ۳۵. ↑
  14. - ر. ک: وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۹۷. ↑
  15. - سورهٔ کهف «۱۸» آیهٔ ۶۱. ↑
  16. - سورهٔ صافات «۳۷» آیهٔ ۴۷. ↑
  17. - سورهٔ یوسف «۱۲» آیهٔ ۸۶. ↑
  18. - سورهٔ ذاریات «۵۱» آیهٔ ۵۰. ↑
  19. - ر. ک: مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۲۱۶. ↑