قرآن کریمبه زبان فارسی

فصل سوم: در بیان سبب تعبیر از معانی حقایق و الفاظ متداولهٔ مشهوره و اشارت به معانی هر یک‏

رساله مشواق — ملا محسن فیض کاشانی


چون اقلیم معارف و حقایق و عالم معانی و دقایق، از آن وسیع‏تر است که صور محصوره الفاظ به وساطت وضع و دلالت، متصدی اظهار آن تواند شد و بی‌دستیاری امثال و اشباهْ پای مکنت و اقتدار در میدان ابراز آن سیر تواند نمود، لاجرم در اظهار مخدّرات معانی به صور حرفی هر حقیقتی به رقیقه مناسبتی که با یکی از محسوسات دارد به اسم او از آن تعبیر می‏کنند تا هم اهل معنا از آن حقایق محظوظ گردند و هم اهل صورت از صورت مجازی آن بی‏بهره نمانند: «وَ تِلکَ الأَمثَلُ نَضرِبُها لِلنَّاسِ وَ مَا یَعقِلُها اِلّا العَلِمُونَ».۱

و ما هر یک از الفاظ مجازیه متداوله را که به منزله اصول است نسبت به دیگرها، با بعضی از متعلقات آن بیان کنیم که اشاره به کدام معناست از معانی حقیقت، تا کسی را که آشنا به اصطلاح قوم نباشد فِی‌الجمله آشنایی به معانی ابیات از این راه حاصل گردد؛ مثل رخ و زلف و خال و خط و چشم و ابرو و لب و دهان و بوسه و شراب و ساقی و خرابات و خراباتی و بت و زنّار و کفر و ترسایی و ترسابچه؛ و از برای هر یک استشهادی از ابیات گلشن راز بیاوریم تا بدان مبیّن و مزیّن گردد و باللّٰه التوفیق.

  1. - سورهٔ عنکبوت «۲۹» آیهٔ ۴۳. ↑